- دنياي من پر از عکس و حرف نگفته
 
  • درباره من
     - دنياي من پر از عکس و حرف نگفته
    [39]
    يکي مثل همه 21 ساله عاشق نوشتنم خيلي زياد اما زياد نمي نويسم با اينکه وقتشم دارم اين شعرو خيلي دوست دارم : باد...باران طوفان// اسمان مثل دل من تنگ است// اسمان مثل دل من تنهاست// و تو ای مانده در تنهایی// تو فقط خود را باش/ /یک نفر توی سکوت شب شهر// دارد از حسرت نان می میرد// سهم من هم این است// بنشینم تنها// و در ایینه شب گریه کنم//
  • پيوندهاي روزانه
  • فهرست موضوعي يادداشت ها
  • لينک دوستان من
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • وضعيت من در ياهو
  • آواي آشنا
    کل بازديدها:----510604--- بازديد امروز: ----1----- بازديد ديروز: ----100-----

       1   2   3   4   5   >>   >
       [آرشيو شده ها]
  • + سلام دوباره يه حس تازه
    نويسنده: پنجشنبه 27/4/1387 ساعت 10:30 عصر

    سلام بچه ها خوبيد خيلي وقته به روز نکردم
    راستش تا ميام به روز کنم اين عکس ها رو مي بينم دوباره دلم نمياد هي با خودم مي گم چه پستي از اين بهتر مي تونه باشه درد بچه هايي که بيگناه دارن چوب اشتباهات يه مشت ادم پست فطرت  و حيونه ادم نما رو مي خورن بعضي وقت ها به خودم مي گم خدايا واقعا ما رو افريدي و اشرف مخلوقات قرار دادي يا اين تصور ماس ؟

    اخه چطور يک اشرف مخلوقات اينقدر پست  ميشه ؟ يعني نمي شد ريشه مهربونيرو بيشتر تقويت کني تا اينکه بزاري اينقدر راحت نسبت به هم کينه به دل بگيريمو اينقدر اخلاق حيواني بياد سراغمون ؟

    مي دونيد هميشه اين برام سوال بوده که چرا مي گن خدا خواسته تا در اين دنيا مارو ازمايش کنه  تا حرف مي زنيم مي گن اگر اين دنيا هدف نداشت که زندگي بي معني بود

    اما من مي خوام بدونم بعد اينکه مرديم  و خدا بهمون وعده بهشت داده (البته فعلا که ما بهشتي نديديم ) و زندگي جاودانه چرا هيچي نمي گه اونجا چرا کسي دنبال هدف نيست اين که همش  صد ساله زندگي واقعي اونجاس که هر چي مي خوايم در اختيارمونه هميشه جوون مي مونيمو اينطور چيزا اون موقع چرا کسي نمي گه که چرا هدف نداره ؟

    اگر کسي مي دونه به منم بگه چون خيلي اين مسله رو من تاثير گذاشته


        نظرات ديگران ( )

  • + وضع اشفته جامعه ما .اقاي شهردار ايا اين تصاوير را ديده ايد
    نويسنده: يکشنبه 5/3/1387 ساعت 10:46 صبح


    امروز چند تا عکس ديدم که اشکمو در اورد

     

    در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 ميليارد تومان را براي بازسازي لبنان اختصاص دادن.
    آقاي شهردار اين تصاوير را قبلا ديده ايد؟
    تصاوير کودکاني که بخاطر آتش سوزي در مدرسه و به خاطر نبود بخاري گازي و امکانات گرمايشي مناسب به اين شکل افتادن ...
    آيا ما کم حافظه شده ايم؟ آيا جناب شهردار يادي از اين عزيزان کرده اند؟
    آيا کمک به مردم روستايي و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش براي کشورهاي ديگه واجب تر نيست؟
    و خيلي پرسش هاي بي پاسخ ديگه ...



     



     




    ثمانه عظيمي دانش آموز حادثه ديده



    ثمانه عظيمي دانش آموز حادثه ديده بر اثر آتش سوزي مدرسه روستايي از توابع شيراز

    رضا حقيقي دانش آموز حادثه ديده

     




     



    دستان نرگس حيدري دانش آموز حادثه ديده
    نظافت دستان نرگس حيدري دانش آموز حادثه ديده بر اثر آتش سوزي بخاري نفت سوز توسط مادر

     


     


                               

    نرگس براي عکاس نمي‌خندد


    برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌هاي چوبي در دست که در آن ‌چهره‌هايي متفاوت از تصوير فعلي‌اشان را نشان‌ مي‌داد، آتش به دلمان زد.
    عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نبايد يک بخاري استاندارد در کلاسشان مي‌بود، و انگشت‌هاي ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسي کلاس سوم ما را ناخودآگاه به ياد حسنک کجايي، تصميم کبري، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگيز ديگر اين دوره انداخت.
    نمي‌دانيم وقتي به درس پترس فداکار مي‌رسند، چه تصويري از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتي نمي‌دانيم آيا به خاطر گرمي مشعل دهقان فداکار، او را دوست مي‌دارند.
    دخترکان و پسرکاني با قاب‌هاي بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج مي‌زند، بچه‌هايي که رنگ نداشته ديوار خانه‌اشان حکايت از جيب خالي والدينشان براي هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان دارد و نمي‌دانيم چرا تا به امروز گره‌هاي چروک چهره‌‌هايشان که قرار بود ترميم شوند، هنوز باز نشده است و اين پرسش که آيا در ميان سيل پزشکان اين مرز و بوم کسي حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمي براي صورتکان اين بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
    نرگس در روستايشان مي‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان مي‌دود تا شايد با سر و صداي مرغ و خروس‌هاي خانه بتواند اندکي خود را تخليه کند.
    نرگس در کنار ديگر بچه‌هاي قرباني غفلت ما در کنار بچه‌هاي روستا براي گرفتن يک عکس حاضر مي‌شود اما او براي عکاس نمي‌خندد.
    نرگس دفتر مشقش را باز مي‌کند، به زحمت و با کمک دست ديگر مداد سياه را در دست مي‌گيرد و در سطر اول مي‌نويسد: اي کاش کلاسمان آتش نمي‌گرفت

    اين کودکان ساکن روستاي درودزن مرودشت از توابع شيراز و استان فارس هستند
    خبرگزاري فارس تا حدودي پي گير اين قضيه بوده که آقاي فرامرز مير احمدي خبرنگار فارس اين تصاوير رو تهيه کردن

        نظرات ديگران ( )

  • + شروع مجدد من
    نويسنده: پنجشنبه 12/2/1387 ساعت 8:13 صبح

    سلام بچه ها چطوري خوش مي گذره ؟ منو نمي بينيد خوشحاليد http://www.parsiblog.com/Images/Emotions/106.gif  اين عکسو مي بينيد داره نواي دوباره اومدن رو سر ميده من اومدم تا وب ديگه خاک نخوره اما شايد زياد ننويسم ولي تصميم دارم کلي براتون عکس بزارم از همين الان شروع شد 123 بزن بريم


     


      


     


        نظرات ديگران ( )

  • + ديدگاه منطقي به بحث داغ همه ' تنهايي ' و جواب بحث نظرهاي تکراري
    نويسنده: جمعه 21/10/1386 ساعت 5:4 عصر

    سلام خوبيد خوشيد ؟
    من! اي بد نيستم مرسي


    اول بريم سر يه موضوع جالب بعد مي ريم سراغ نظرات و حرف هاي مربوط به اون


     بحث تنهايي ادم ها که مي دونم خيلي هم تکراري شده تکرار که نه عادت شده در زندگيمون اما مي خوام اين موضوع رو طور ديگه اي بررسي کنم


    ديگه مد شده همه مي گن تنهان و خيلي هم رو اين موضوع تاکيد دارن و کلي مي شينن بابتش گريه مي کنن خوب حالا بيشتر اين موضوع بين 2 تا دوست مطرح مي شه کسي که به حساب خودمون خيلي بهش اعتماد داريم و بعضا در صحبت هامون بهش مي گيم تو خيلي خوبي و از اين حرفا


    حالا نکته جالب اينجاس که دو طرف مي گن تو خيلي خوبي و بعدشم مي گن خيلي تنهام دقت به تضاد اين دو موضوع کرديد ؟ حالا باز ترش مي کنم


     به خاطر اينکه تضاد اين دو موضوع رو مشخص کنم مي رم سراغ يه اصل مهمه تنهايي به طرف مي گي چرا فکر مي کني تنهايي مي گه اخه هيچکسي نيست منو درک کنه هيچکي حرف هاي منو نمي فهمه من نياز به يکي دارم که بتونم بهش اعتماد کنم و وقتي مي گه دوستم داره صادقانه باشه و منو واسه خودم بخواد ازش که بپرسي خوب چرا يکي رو پيدا نمي کني يا مي گه يکي بوده که منو تنها گذاشته دسته دوم هم مي گن من نمي تونم به کسي اعتماد کنم دسته اول که خوب کمي مي شه حق داد بهش اما فقط کمي چون همين طرفي که داره مي گه من نمي تونم به کسي اعتماد کنم .  اگر کسي همينو بهش بگه مي گه همه که بد نيستن اما به خودش که مي رسه !!!!


    دسته دوم که اصلا نمي شه بهشون حق داد چون اصلا هيچکي رو قبول ندارن ا اما از اين ورم هي مي گن تنهام


    ديگه انگار ناراحتي هم شده يه نوع تفريح


    حالا نکته جالبش که من خيلي لجم مي گيره و اصلا همين نکته باعث شد من بيام يه ساعت در اين مورد توضيح بدم اينه که وقتي مي خوان با کسي درد و دل کنن بهش مي گن من به تو اعتماد دارم واسه همين دارم اينارو بهت مي گم اخرشم ازش کلي تشکر مي کنه و مي گه تو خيلي خوبي خيلي خوشحال شدم که با تو اشنا شدم بعد ديگه کار هر روزش مي شه که بياد و با اين درد و دل کنه از چي ؟ تنهايي !!!! ااااا يه کم به اين موضو دقت کنيد مثل من کپ مي کنيد ا بابا تو داري به اين مي گي من به تو اعتماد دارم و کلي از خوبياش مي گي بعد ور مي داري به همين ادم مي گي تنهايي و کسي نيست بفهمتت ؟ خودت دقت مي کني چي داري مي گي !! پس ايني که داري باهاش حرف مي زني چيه بوقه ؟ يا شايدم به اينم اعتماد نداري ؟ اگه نداري چرا همه چيزتو بهش مي گي ؟


    اينم يه معضل شده .  بخدا اگر واقعا حس تنهايي کنيد و بخوايد رها بشيد خيلي سادس هموني که داري يه سال تموم باهاش حرف مي زني مگه چشه ؟ البته اگر منظورت از کسي که بفهمتت ظاهريه مثل ميکل جکسون يا جنفر لوپز که بحثش به کل جداست و ميري تو اون دسته از ادم ها که ظا هر بينن و به نظرم اصلا ادم نبايد بهشون محل کرد چون اگر خدايي نکرده گير اينطور ادمي کردي که ظاهري تورو مي خواست چهار روز ديگه پير مي شي کلکت کندس


    اما اگر نه ظاهري نيست که اگر خوشت نمي ياد از بازي کردن با اين مورد دورو برتو يه نگاه بنداز بعد ببين روت ميشه باز بر داري به کسي بگي تنهام


     خداييش ديگه حقيقت محض رو گفتم اما اگر مخالفيت بفرما ما گوش مي ديم


     در اخر هم بگم من حرفم کلي بود باز به خود من نسبت نديد که کي تورو نمي فهمه ها من همه رو دارم مي گم


     اين از اولين مورد بريم سراغ بحث قبلي و نظراتي که داده شد


    اقا جا داره تشکر کنم از دوستان که نظرات مفيد دادن اميدوارم فقط به من اينطوري نظر ندن و بقيه جاها هم صادقانه اينکارو انجام بدن


     و اما اونايي که نظر الکي داده بودن مي رن تو ليست سياه و در وبلاگم نمايش پيدا مي کنن البته دوستاني هم که نظر درست و حسابي دادن مي رن تو ليست دوستاني که ارزش نظر دادن دارن و دروبلاگ نمايش پيدا مي کنن تا هم تشکري بشه و هم شايد تاثير مثبتي در بازديد هاشون داشته باشه


     اها ازم سوال شده بود تو که اين همه حرف زدي چرا نمي ياي نظر بدي در جواب بايد بگم که منم گفته بودم نمي رسم مي بينيد که دير به ديرم به روز مي کنم واقعا نمي رسم


    يکي ديگه هم پرسيده بود چرا اسم وبتو گذاشتي پر عکس خوب اولش قصد داشتم عکس زياد هم بزارم يه چند بار هم مطرح کردم اما کسي نخواست واسه همين ديگه همينطور مونده اما اگر مي خوايد بزارم بگيد حدود چهار هزار عکس دارم البته به غير از منظره هاي طبيعي و چيزايي که همه داريد


     ببخشيد شايد موضوع ها رو خوب باز نکردم چون پام به شدت درد مي کرد و کمي تمرکز منو به هم زده بود


     دوستدار همتون : بهت زده دنيا وحيد تنها


     ليست سياه  " کساني که نظرات الکي مي دن و دلشون خوشه تو هم بري يه چيز الکي بگي"


    www.morteziano.coo.ir


    shekoohi.blogsky.com


    niknam54.ParsiBlog.com


    www.lahzehaa.blogfa.com



    دوستان عزيز " کساني که ارزش نظر رو دارن چون به محتوا نوشتهاتون اهميت مي دن "


    www.tatilatdarbehesh.parsiblog.com


    khalvatkade.ParsiBlog.com
    sanfuni.blogfa.com
    karbalay6.blogfa.com


    abritarinnegah.blogfa.com
    shahla-ezadi.persianblog.ir
    zaeefe.ParsiBlog.com
    arz.parsiblog.ir
    hamed-shadow.blogfa.com
    MatinNews.ParsiBlog.com
    florencebaran.ParsiBlog.com
    usf-az.blogfa.com
    www.lahzehaa.blogfa.com
    icecity.ParsiBlog.com
    www.fariadekhamosh.blogfa.com
    chastelove.ParsiBlog.com
    neopolytheism.blogspot.com
    vesagh.parsiblog.com
    www.darmasiretalab.blogfa.com
    laleh-64.blogfa.com


        نظرات ديگران ( )

  • + نظرات تکراري مي دي که چي بشه ؟
    نويسنده: چهارشنبه 12/10/1386 ساعت 10:27 عصر

    سلام مجدد گفته بودم شب مي نويسم اينم شب


     


    اقا بريم سر اصل مطلب که من خيلي دلم پره


    خداييش يکي تون جواب بده ببينم که يعني چي اين طور نظر گذاشتن که بين ايراني ها رواج پيدا کرده هر وبي مي ري مي بيني نوشته سلام دوست خوبم ممنون که به من سر زدي من اپم تو هم بيا خوشحال ميشم  خداييش خوشحال مي شي ؟ مگه غير اينه که باز اونم بر مي داره مياد اونجا همين حرفارو بهت مي زنه ؟ اقا بشين يه کم فکر کن که اين کارت چه سودي برات داره دلخوش ايني که بيان همينو بهت بگن ؟ چند ساعت وقت مي زاري 1000 تا وبو مي ري که يه چيزي رو کپي کني واسه همه بدي ؟ که اونا هم بيان همونو بهت پس بدن ؟ پس اين ذوقت چي چيه واسه خوندش .  فکر مي کني تو بي محلي کني بهشون با اين نوشته هاي تکراري اونا ميان تمام وبتو مي خونن و نظر مي دن واسه اين ذوق داري ؟ يا دلت به اين خوشه که بگن وبت صد تا نظر داشته ؟ اگر به اين خوشه که چرا خودتو خسته مي کني مي ري به وب بقيه نظر مي دي واسه خودت نظر بده ديگه يه اسمم هي عوض کن اينطوري صد تا که نه هزار تا نظرم هر پستت داره بعد بشين عشق کن


     


    نکنيد ديگه خداييش اينکارو نکنيد بيايد جلوي اين مسخره بازي ها رو بگيريم کمي عمقي به مطالب ديگران توجه کنيم تا بيشتر به هم نزديک  بشيم خداييش اگر کمي محتواي وبه ديگران برامون مهم بود هم خودمون هم اون طرف حال نمي کرد ؟ اونم که مي يومد نظر درستو حسابي مي داد کيف نمي کردين ؟ مشتاق به نوشتن نمي شدين ؟ پس ديگه اينکارارو نکنيد من خودم به شخصه يا نمي رم جايي يا اگر برم يه طومار حرف مي نويسم چون نوشته برام جالبه اگرم نباشه که هيچي نمي گم و مي رم اين که خيلي بهتره تا ور دارم مثل بقيه بنويسم زيبا بود پيشمم بيا اگر قرار بياد اينطوري بنويسه خيلي ببخشيد ا اما مي خوام صد سال سياه نياد


     


    اها يه کار جديد که روال شده رو بگم بعضي ها باز زرنگ ترن مي دونيد چيکار مي کنن اول نوشته ها رو مي خونن يا وسطه شو بعد کپي مي کنن اونو تو نظرات مي زارن بعد مي گن خيلي قشنگ بود مخصوصا اون خط رو مي زارن خداييش نشستي شش ساعت فکر کردي که راه جديد پيدا کني خوب بابا بچه خوب هر چه کني سرت مياد اونم از اين تاکتيک ها سرت پياده مي کنه اا . نکن ديگه حالا هزار تا نده ده تا بده مثل بچه ادم بخونشون تا اونا هم بيان نظر بدن صفا کني


     


    کلام اخر : از اين به بعد تصميم دارم هر نظري که اينطوري ديدم بزارم توي پست هام با ادرس سايتش به عنوان ادرس هاي سياه باز ببينيد چند نفر اينکارو مي کنند هر چي بگي که فايده نداره اما اينو نوشتم اونايي که واقعا مي خونن بدونن اين ليست سياه که هميشه توي پست هام خواهد بود چيه 


    شما هم اگر نظري خواستيد بديد در رابطه با حرفي که زدم بديد و اينکه نظرتون چيه اگرم اشتباه مي کنم بگيد


        نظرات ديگران ( )

       1   2   3   4   5   >>   >
       [آرشيو شده ها]

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [27/4/1387- 10:30 ع] سلام دوباره يه حس تازه
    [5/3/1387- 10:46 ص] وضع اشفته جامعه ما .اقاي شهردار ايا اين تصاوير را ديده ايد
    [12/2/1387- 8:13 ص] شروع مجدد من
    [21/10/1386- 5:4 ع] ديدگاه منطقي به بحث داغ همه ' تنهايي ' و جواب بحث نظرهاي تکراري
    [12/10/1386- 10:27 ع] نظرات تکراري مي دي که چي بشه ؟
    [12/10/1386- 1:20 ع] بررسي يه مورد جدي!!! مشکل امروزه جوان ها
    [28/9/1386- 8:31 ع] مرگ رو تجربه کردم چقدر وحشتناک بود
    [27/9/1386- 11:4 ع] کمک به بچه هاي بي سرپرست
    [27/9/1386- 8:47 ع] سلام به گرمي افتاب
    [14/9/1386- 12:23 ع] گله از پارسي بلاگ
    [11/9/1386- 6:6 ع] نوشته اي شبيه خاطره
    [28/8/1386- 2:46 ع] چند کلمه حرف خودموني
    [16/8/1386- 8:56 ع] سلام و يه شعر و يه عکس
    [8/8/1386- 3:26 ع] يه نوشته بعد چند روز
    [1/8/1386- 7:44 ع] سلام مجدد
    [همه عناوين(39)]